تبليغاتX
کیمی ندیمی
این سایت در مورد کیمیا ندیمی-فوتبال-هری پاتر-اوقات فراغت-کتاب و فیلم و...است و م

به نام خدا.         تا                            اطلاع                             ثانوی                                    به                  خاطر                    جواب                ندادن                            به                                  مسابقه                     عمرا                        اگه                         مطلب       بنویسم.!  مگه این که جواب بدین.شاید کارم درست نباشه،نمی دونم.و در ضمن اگه زحمتی نیس،یا تو ((پست الکترونیک))بنویسین،یا تو نظر خصوصی.مثل سمیرا هاتفی تو قسمت نظر ننویسین،تورو خدا مردم از دست شما. اسم علیم از اسامی شرکت کنندگان حذف شد.به خاطر تقلبش از رو جواب های سمیرا هاتفی.یه نفر به اسم مریم تو قسمت نظر خصوصی برام نظر زده بود.می خوام ببینم اون همون مریمیه که تو قسمت نظرای سایت برام نظر زده بود یا نه.در ضمن راست می گین،مسابقه خیلی سخت بود.حالا یه راهنمایی!!!برای سوال اول به کتاب هری پاتر و جام آتش رجوع کنید.برای دومی به کتاب تالار اسرار(یا حفره ی اسرار آمیز)رجوع کنید.برای سوال آخرم به کتاب ۵ یا ۶ مراجعه کنید.از همه ی کسایی که نظر دادن،تشکر می کنم.ممنون ساری.ادامه ی این مطلبو ساعت۹:۵ ۲۳مرداد تموم کردم.خداحافظ.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 8:39  توسط کیمیا ندیمی  | 

به نام خدا  سلام.شمام تو این تابستون حوصله تون سر رفته؟مطمئنن سر رفته.حالا دلتون برای مدرسه تنگ شده؟من که شده.بعضی وقتا شده.اولش یه کم احساس گناه کردم ولی حالا نه.دلم برای بچه ها،معلم،مدرسه،زنگ تفربح و حتی درسم تنگ شده .!با این که با کسی دوست نیستم،چون زیاد شبیه من نیستن.راستی بچه ها نظرتون در مورد مدرسه چیه؟واقعا بده؟،همش خوبه به جز درساش؟!،زنگ تفریحاش فقط خوبن؟!،زنگ تفریحا واقعا بدن؟!،فقط دلتون برای دوستاتون تنگ شده؟!،یا فقط برای دوستا و معلما؟!.بهترین جای دنیا بعد از خونه؟!و... من که می گم خوبه.اگه هنوزم حوصله تون سر رفته،یه راه خوب بهتون پیشنهاد می کنم.کتاب.ممکنه بعضیا بگن:((آفرین،درست زدی تو خال!))ممکنم هست بعضیا بگن:((هی،بد نیست!))ممکنم هست بعضیا بگن:((اه،اه،اه،چه سلیقه ای!کتاب یه چیزه واقعا مزخرفه!!))اصلا بیاین کتابو ول کنیم.جسارت نباشه ها،چه چیزی مورد علاقه تونه؟دنبال کتاب همون چیز بگردین.دیدین چه هوشی؟،بگین ماشاءالاه.چند ساعت در روز کتاب می خونین؟من که موقع شام و ناهار و صبحانه ام می خونم،بعضی وقتا.!!!دلتون برای خرید لوازم التحریر تنگ نشده؟من که شده یه ذره.ادامه ی این مطلبو ساعت ۸:۳۵ ۲۲مرداد تموم کردم.
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 18:1  توسط کیمیا ندیمی  | 

به نام خدا.      جایزه ی نفر دوم و سوم:لوازم التحریر(شامل:مداد،پاک کن،مداد رنگی و شمعی،دفتر خط دار و نقاشی،تراش و خط کش.) به علت کمبود وقت و بشتر به علت کمبود جواب،                      مسابقه هری پاتر تمدید می شود.    تا ۱شهریور.دوم نمی پذیرم.۳ شهریور قرعه کشیه و ۴ شهریور اعلام نتایج.درستارو قرعه کشی می کنیم.اول غلطارو حذف می کنیم.                          ادامه هری پاتر.صبح روز بعد هری با هاگرید به خرید به کوچه ی ((دیاگون))(ببخشید انگلیسیشو نداشتم.) رفت تا لوازم مدرسشو بخره. هاگرید چیز های زیادی در مورد دنیای جادوگران بهش گفت.هری فهمید که سکه های کوچیک برنزی نات(knut)اند.بعد فهمید که وزارت سحر و جادو ام داریم(دنیای جادوگران دارن.) و مهم ترین کارش اینه که مشنگ ها نفهمن که جادوگرا وجود دارن چون دلشون می خواد از جادو برای سریع کردن کاراشون استفاده کنن.شاید با این حرف مخالف باشین ولی تقصیر من نیست،به هاگرید بگین! ورودی کوچه ی دیاگون تو حیاط پشتی کافه ای مخصوص جادوگرانه.(مطمئن نیستم فقط جادوگرا توش برن) ادامه دارد.جوابارو یا توی پست الکترونیک بدین یا تو نظر خصوصی.ادامه ی این مطلبو ساعت۱۸:۲۰ ۱۸ مرداد تموم کردم.خداحافظ.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 8:52  توسط کیمیا ندیمی  | 

به نام خدا.                سلام.ببخشید دیر شد.طنی،مرسی از نظرت.خانم ملودی و علی رسیدن بهت ولی با این دوتا نظرت با شش تا نظر بازم رکورد دار شدی.یه خبر خوب برای طرف داران هری پاتر:مسابقه ی ویژه ی هری پاتر.سه تا سوال می پرسم از کتاب های هری پاتر. سوال ها:                 ۱ـ اسم کامل ت.ه.و.ع چیست؟   ۲- فشفشه چیست؟  ۳ـشغل دلخواه هری پاتر که می خواهد پس از فارغ التحصیلی از هاگوارتز آن شغل را داشته باشد، چیست؟    نام و نام خانوادگی،سن و آدرس خودتان را به ایمیلم بفرستید.از طریق قسمتی در سایت که اسمش پست الکترونیکه.تو قسمت نظرا ننویسین وگرنه جواب معلوم می شه.اسم برنده ها ی اول تا سوم و جواب رو در تاریخ ۲۰ تیر تو سایتم اعلام می کنم.تا ۱۸ تیرم فرصت دارین.تو نوزدهم اگه جواب بدین،قبول نمی کنم. اسما رو تو کاغذ می نویسم و قرعه کشی می کنم.حالا بخش شیرین جوایز :نفر اول:کتاب.از بین کتاب های زیر باید ۴تا رو انتخاب کنه.مینی عاقل و بچه های شیطان(از سری داستان مصور های میکی ماوس) .رمان دیوید کاپرفیلد. تقصیر من نیست.ای کاش.خب که چی؟(از سری کتاب های کیتی)یک رمان هری پاتر به دلخواه(ولی می شه ۳تا از هری پاتر سفارش بدی و دیگه ندی یا ۲ هری پاتر یک کتاب دیگر یا...)ادامه دارد.ادامه ی این مطلبو ساعت ۸:۴۳ ۱۴ مرداد تموم کردم.                                             
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 19:35  توسط کیمیا ندیمی  | 

به نام خدا.       سلام.طنی مرسی از نظرت ولی آدم باید به دیگران امیدوار باشه.طنی با چهار نظر رکورددارشد. یاد بگیرین! در فینال جام ملت های آسیا در وقت قانونی بازی،عراق با زدن یک گل که یاسر القحطانی به ثمر رسوندش،(راستش از اسمش مطمئن نیستم،چون ندیدمش و نتیجشو از اخبار فهمیدم.اگه غلط بود،نظر بدین و بنویسین.)از عربستان برد و برای اولین بار به مقام قهرمانی در جام ملت های آسیا رسید.       به دستور پروفسور دامبلدور،(dumbledore) هاگرید(hagrid)هری رو از خونه شون بیرون برد و در خونه ی خاله وشوهر خاله اش،دورسلی(dursley)ها گذاشت.بعد هنگامی که هری ۱۱ساله شد،به خانه ی خاله و شوهر خاله ش رفت و به او گفت جادوگر است و نامه ای از مدرسه ی جادوگری هاگوارتز(hogwarts) بهش داد و گفت که باید ۱سپتامبر از سکوی نه و سه چهارم! به قطار سریع السیر هاگوارتز بیاد.بهش گفت که:(( خودت و پدر و مادرت مشهورین و اونا به دست ولدمورت به قتل رسیده ان و ولدمورت قبلا قوی بوده و وقتی می خواسته تورو بکشه ضعیف شده و تو باعث شدی که قدرتش خیلی خیلی کم بشه و به نظر من اون هنوز زنده س و در کمینه ولی قدرتش خیلی کمه.))هری اول تعجب کرد که خودش باعث شکست ولدمورت شده و جادوگره ولی بعدنه. ببخشید،من گفته بودم یه قسمت ویژه ی هری پاتر دارم.ولی نشد.ادامه دارد.ادامه ی این مطلبوساعت۱۲:۲۸ده مردادتموم کردم.
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 10:23  توسط کیمیا ندیمی  | 

به نام خدا.            سلام.چرا نظر ندادین؟ناراحتم.اول چند تا چیز باید بهتون بگم.یکی این که مطالب این سایت ممکنه برگرفته از هر رسانه ای باشه.مثل سایتا و وبلاگا،تلویزیون،کتاب،مجله،روزنامه و...از سایت گوگلم ممکنه مطلب بنویسم.یه قسمت از مطلب مر بوط به هری پاتر قبلی،برگرفته از گوگله.در ضمن خیالتون راحت باشه که کسی بدون اطلاعم تو سایت مطلب نمی نویسه.مثلا می نویسم این مطلبو مامانم نوشته بود.فقط مطلب سلامو بابام برای امتحان سایت خودش نوشت.(این جزو مثلا نیس.)    دیروز دیدار رده بندی بین دو تیم کره جنوبی و ژاپن برگذار شد.من طرف دار تیم ژاپن بودم.امسال تو جام ملت ها برای اولین بار گفتن که تیم سوم تو دوره ی بعد می تونه بدون پلی آف به جام بیاد.پس حتما مقام دومم می تونه دیگه! قبلا فقط مقام اول این اجازه رو داشت. تا پایان وقت اضافه ی ۳۰ دقیقه ای نتیجه ۰-۰ مساوی بود.در پنالتیا هم هم کره و هم ژاپن همه ی پنالتیا رو گل کردن.کار به پنالتی تک تک کشید که کره یک گلو به ثمر رسوندو بعدش دروازه بان کره،ضربه ی پنالتی ژاپنیا رو گرفت.ژاپنیا ناراحت بودن و کره ایها رو سر و روی هم می پریدن.کره سوم و ژاپن چهارم شد تا کره بتونه در دوربعد جام ملتا بدون پلی آف حضور پیدا کنه.باید امروز دید که چه تیمی اول و چه تیمی دوم می شه. ادامه ی این مطلبو ساعت ۸:۵۶ صبح ۸ مرداد تموم کردم.تا نظر ندین،از مطلب جدید خبری نیست.خدافظ.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 9:46  توسط کیمیا ندیمی  | 

به نام خدا. سلام.آره نوید،اسم سایت.تازه،جالبه طولانی باشه.مگه می خوای بگیرنم بندازنم تو زندان؟من اصلا طرف سیاست نمی رم.هیچیم ازش بلد نیستم. طنی نظرت و تعریف توش خیلی خوب بود. آقای حاجی بیات،شاید شما منو با یکی از آشناهاتون اشتباه گرفته باشید. نوید،تو انگار هر دقیقه پای اینترنتی.جوابتو دادم،زود برام نوشتی.جوک: یه روز یه پسری به پدرش می گه:((بابا،مگه اسفناج آهن نداره؟)) پدرش می گه:((بله پسرم،چه طور مگه؟)) پسرش می گه:((آخه به آهن ربا نمی چسبه!))   یه روز رییس یه تیمارستان به دیوانه هاش می گه:((فرض کنین سیب زمینی این و دارین تو روغن داغ سرخ می شین! چی کار می کنین؟)) همه ی دیوانه ها شروع می کنن به بالا و پایین پریدن و جلز و ولز کردن،به جز یکی. رییس تیمارستان بهش می گه:(( تو چرا مثل بقیه بالا و پایین نمی پری و جلز و ولز نمی کنی؟)) دیوانه به رییس تیمارستان می گه:((آخه من به  کف ماهی تابه چسبیده ام!))      چیستان:                  آن چیست که هر چه سر به سرش بذاری،ناراحت نمی شه؟                      جواب:متکا            بچه ها،شاید یه کم بعد در مورد هری پاتر بنویسم. درضمن،اگه سایتم خوب بود،فقط یه بار برای یه نظر دادن سر نزنین.مداوم سر بزنین.مطالبو ام اول بخونین،بعد نظر بدین.طنی،تو این کار را نکردی.تو دومین نظرت.ادامه ی این مطلبو ساعت۱۷:۸تموم کردم.خداحافظ.
+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 9:31  توسط کیمیا ندیمی  | 

به نام خدا       سلام.ببخشید که ادامه ی جام ملت ها رو به تعویق انداختم. همون طور که گفتم،ایران باید با کره جنوبی بازی می کرد.در روز قبل از اون،ژاپن با استرالیا مسابقه داشت.گل اولو استرالیا زد.فکر نکنم حتی یه دقیقم گذشته باشه که ژاپن گل مساویو به ثمر رسوند.تا آخر وقت اضافه ی سی دقیقه ای نتیجه     ۱-۱ مساوی بود.کار به ضربات پنالتی کشید و ژاپن برد.در بازی ایران،کره بازی تا پایان وقت اضافه ی ۳۰ دفیقه ای ۰-۰ مساوی بود.در ضربات پنالتی،ایران هم با حسن رود باریان و هم با وحید طالب لو (دو تا از دروازه بانانمان) بازی کرد. طالب لو یک پنالتی را گرفت،اما بالا خره ایران از صعود به مرحله ی نیمه نهایی باز ماند تا طلسم قهرمانی ایرن در جام ملت ها ۳۴ ساله شود. ژاپن هم به دست عربستان شکست خورد.عراق هم کره جنوبی را شکست داد.در رده بندی ژاپن و کره برای تعیین مقام سومی و چهارمی به مصاف هم می روند. در فینال هم شاهد بازی عراق و عربستان برای تعیین مقام قهرمانی و دومی هستیم. با حذف شدن ایران، باز هم مطالب جام ملت ها ادامه دارد.راستی،نظرم بدین و بنویسین دوست دارین بعد از اتمام جام ملت ها و مطالبش،در مورد چی بنویسم.خدا حافظ.
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 10:58  توسط کیمیا ندیمی  | 

به نام خدا.                              سلام خانم نگین.الان می خوام در مورد هری پاتر بنویسم. راشین مرسی از نظرت .نوید،خوبه که نظر دادی.معلومه که مهمه.در ضمن طولانی بودن ابهته و فکر می کنن خیلی مشهورم. مگه مبارکا بده. در ضمن به فکر مشهور شدنم،با اختراع جاروی پرنده.راست می گم.خواهر سارا سحره. طنی مرسی از نظرت.الان که می خوام در مورد هری بنویسم.اینم یه جوک.در ضمن مگه یه جوک ننوشته بودم؟          یه روز مادر به دخترش می گه:((دخترم،ماهی بخور،هوش آدمو زیاد می کنه.))دخترش می گه:((مامان،اگه گوشت ماهی هوش آدمو زیاد می کنه،پس چرا خودش کم هوش بوده و توی دام افتاده؟))                               هری جیمز پاتر(جیمز اسم وسطشه.انگیلیسیا اسم وسط دارن.ولی همه بهش میگن هری.) فرزند لی لی اونز(یا اونس) و جیمز پاتر بوده.لی لی ساحره س و جیمز جادو گر.(البته فکر کنم جادو گره) پدر و مادر هری،هنگامی که هری ۱ سالشه، به دست لرد ولدمورت(که بهش لرد سیاه هم می گن) به قتل می رسن.او جادو گر دو رگه ی بدیه که مخوف ترین جادو گر قرن(یا شایدم دهه یا هزاره ی) اخیر شناخته شده.وقتی که می خواسته هری گوگولیو بکشه،طلسمش به طرف خودش برمیگرده و به قول خودش تو کتاب چهارم،از روحام کمتره و مجبوره تو جسم آدمای دیگه شریک بشه. بگین مرگ بر ولدمورت!ادامه دارد.نظرم بدین.خدافظ.
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 9:24  توسط کیمیا ندیمی  | 

به نام خدا.               سلام.سارا تو که دیروز یا پریروز گفتی تو سایتت می رم.تو هی منو با وعده های دروغین! فریب دادی.نظرم که نگذاشتی،خوش قول.خیلی عصبانی ام.طنی وسارا،زود تر سر بزنین،بخونین و نظر بدین.پوریا مرسی از نظرت.حالا واقعا سر زدی یا تو نظرت دروغ نوشتی؟ خانم مرسده مرسی از نظرتون.باب جلال،تو نظری که برات فرستادم،مدام غلط گیری بود و نوشتن در مورد این که سایتت خوب نیست.سوزنمم روی در ضمن گیر کرده بود.!                   تولد عمو پورنگ مبارک.۱ مرداد تولد عمو پورنگ مبارک.۱ مرداد،ایمیل مفصلی براش نوشتم و حرف دلم را بهش گفتم. یادم رفت تو سایتم بنویسم.دیروز نوشتم.مطالب طولانی دیگه ای نوشته بودم.پاک شد و نرفت رو سایت.سایت عمو پورنگ:     www.amoo.ir    ایمیل عمو پورنگ:info@amoo.irدر ضمن فردا پس فردا قسمت ویژه ی هری پاتر درست میشه.هنوز اسمش معلوم نیست.ببخشید یه کم نوشتن ادامه ی جام مات ها عقب افتاد.شاید عصر بنویسم.از قسمت هری پاتربازدید کنید. در مورد اون و این قسمت نوشته ام نظر بدید.خداحافظ.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 9:7  توسط کیمیا ندیمی  | 

به نام خدا.مامان مرسی از نظرت، همیشه برام نظر بگذار.پس چی که مثل خودت نیستم؟                                     در بازی دوم تیم ایران،باز هم مهدوی کیا کاپیتان بود.این بازی با چین برگزار شد.در نیمه ی دوم ۰-۲ عقب بودیم تا این که در دقایق پایانی فریدون زندی یک گل برای ایران به ثمر رساند.در نیمه ی دوم ،در دقایق آخر،جواد نکونام یک گل به ثمر رساند.در آخر بازی ۲-۲مساوی شد. ایران در این بازی چندان خوب بازی نکرد. آن ها جلو نمی رفتند. هنگامی که مساوی شدند هم همین طور بودند. آدم باید فقط به برد قانع باشد. دراین بازی قلعه نویی هم چنان اخراج بود و از طریق تلفن،دستورات لازم رابه ناصر ابراهیمی میگفت تا او آن ها را به تیم بگوید.               انگار هیچ مربی و هیچ تاکتیکی نمی تواند تیم ملی را از این رو به اون رو کنهامید وارم ناراحت نشید، ولی باز هم ادامه داره.نظر یادتون نره.مرسی.خداحافظ.
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 8:56  توسط کیمیا ندیمی  |